کاش بودی
به دو چشم های سیاهت که راحت جانند
به آن دو جام بلور
آن شراب بی مانند
به آن دو اختر روشن
دو آفتاب پر از مهر
به آن دو مایه امید
به آن دو شعر شرر خیز
آن دو مروارید
کرا ز خویش مران
با خود آشنایی ده
مرا از این غم بیگانگی رهایی ده
بیا
بیا و باز مرا قدرت خدایی ده

کاش بودی و قبولی از دانشگاهو بهم تبریک میگفتی، کاش بودی.
+ نوشته شده در شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 0:54 توسط حامد
|
این بلاگو باز کردم تا حرفایی رو که نمیزاری بهت بزنم و اینجا بنویسم.